تبليغاتX
یاران گمنام

یاران گمنام

الهم عجل لولیک الفرج

دادگاه متهمان اغتشاشات روز عاشورا(1)

متهم پرونده اول:فضا طوري بود كه برخي موسوي را پيش از انتخابات رئيس‌جمهور مي‌خواندند

در ابتدا نماينده مدعي‌العموم در بخشي از كيفرخواست اين متهم اينچنين عنوان كرد؛ متهم متولد سال 1368 و دانشجوي رشته كامپيوتر و با نام مستعار امين مي‌باشد كه اتهاماتي همچون محاربه و افساد في‌الارض، اجتماع و تباني عليه امنيتي كشور، فعاليت تبليغي عليه نظام و توهين به مسئولان نظام را در پرونده دارد.
اين متهم يكي از فعالان روز عاشورا بوده و با توجه به اينكه وي فعاليت سياسي دانشجويي هم داشته حكايت از آگاهي متهم نسبت به اقدامات انجام شده دارد.
در نماز جمعه‌اي كه آقاي هاشمي رفسنجاني خواندند و آشوب‌هاي پس از آن و البته آشوب‌هاي روزهاي ديگر نيز حضور داشته به نحوي كه تصاوير وي در اين آشوب‌ها هم اكنون موجود است. عليرغم ريزش‌هايي كه در تجمعات اخير نسبت به تجمعات و اغتشاشات اوليه ايجاد شده بود متهم نه تنها از ادامه اقدامات خود منصرف نشده بلكه مصمم‌تر از قبل هم به اين اقدامات دست زده ‌است.

عملكرد متهم اجابت خواسته‌هاي ضد انقلاب بوده هر چند كه وي معترف به اقدامات خود است ولي اگر كمترين ترديدي در اين اقدامات داشت، اين چنين وارد اغتشاشات نمي‌شد.
در بخش ديگري از سخنان نماينده مدعي‌العموم آمده حضور متهم در سنگ‌پراكني‌هاي روز عاشورا محرز بوده لذا محاربه هم عبارت است از استفاده از اسباب براي ايجاد وحشت و سلب امنيت عمومي.
در ادامه جلسه متهم پرونده اول در بيان دفاعيات خود نسبت به اتهامات وارده گفت: بنده با طيف غيرقانوني دفتر تحكيم وحدت، طيف علامه مرتبط بودم و در اغتشاشات روزهاي متعددي از جمله اغتشاشات روز به اصطلاح چهلم كشته‌شدگان پس از انتخابات حضور داشتم.

وي افزود: پيش از حضور در اين تجمعات غيرقانوني در جريان خبرهاي اغتشاشات بودم ولي براي اولين بار بود كه از نزديك شعارهاي ساختارشكنانه اين عده را مي‌شنيدم. البته روز نماز جمعه‌اي كه آقاي هاشمي آن را مي‌خواند به همراه پدر و برادرم نيز حضور داشته ولي پس از مدتي در اين روز ديدم كه مسير جمعيت نسبت به نمازگزاران تغيير يافته لذا با برادر كوچكم با معترضين همراه شدم البته در همين حين فيلم و عكس نيز از اعتراضات و اغتشاشات تهيه مي‌كردم ولي در عين حال پس از اينكه مامورين نيروي انتظامي در صحنه حاضر شدند محل را ترك كرده و به جمع نمازگزاران پيوستم ولي مجددا در پس از آرام شدن اوضاع به جمع شعار دهندگان پيوستم.

وي با اشاره به حضور خود در تجمع و اغتشاشات روز قدس نيز تاكيد كرد: روز قدس براي مشاهده اوضاع به ميدان انقلاب آمده و ديدم عده‌اي در حمايت از آقاي صانعي شعار مي‌دهند البته همان عده شعار "نه غزه نه لبنان " را سر مي‌دادند.

اين متهم پرونده اول ادامه داد: روز عاشورا هم خبر داشتم كه در هر مراسمي قرار است كه تجمع باشد، لذا با دوستان در ميدان وليعصر قرار گذاشتم به همراه جمعيتي كه در يكي از كوچه‌ها جمع شده بودند، به سمت چهار راه وليعصر حركت كرده البته در اين حين فيلم هم مي‌گرفتم و زماني كه اوضاع متشنج شد بنده هم جزو آن كساني بودم كه به سمت ماموران سنگ‌پراكني كردم ولي اين در حالي است كه وقتي اوضاع به هم ريخت به يكي از خانه‌هاي اطراف رفته و زماني كه فضا آرام شد، تصميم گرفتم به منزل بازگردم ولي در همين حين چند نفر را مشاهده كردم كه مجروح شده‌اند لذا به همراه تعدادي آنها را به بيمارستان منتقل كرديم.

متهم پرونده اول در چهارمين جلسه دادگاه رسيدگي به اتهامات متهمين اغتشاشات روز عاشورا در ادامه بيان دفاعيات خود، خاطرنشان كرد: پس از انتقال مجروحان به بيمارستان تصميم گرفتم كه مجددا به صحنه اغتشاشات بازگردم تا از نزديك اوضاع را مشاهده كنم. ولي اتفاقات روز عاشورا بيشتر شبيه جنگ خياباني بود تا اعتراض. لذا در عين ناباوري فقط اقدام به تهيه فيلم مي‌كردم. و اين فيلم‌ها را تنها به خانواده و برخي دوستان نشان دادم البته براي چند نفر هم اين فيلم‌ها را ارسال كردم.
وي با اشاره به گرايش خود به جناح اصلاحات اظهار داشت: از همان اوايل دانشجويي به سمت اصلاح‌طلبان گرايش داشتم البته اين گرايش خانوادگي است لذا تصميم گرفتم كه براي ادامه فعاليت به سمت احزاب بروم. از اين رو در دانشگاه ميزگردي را با حضور نمايندگان كانديداها تشكيل دادم كه از ميان نمايندگان كانديداها فقط نمايندگان موسوي و كروبي در ميزگرد شركت كردند. كه در اين بين نماينده موسوي، تاجزاده بود و نماينده كروبي هم سخنگوي حزب اعتماد ملي يعني گرامي‌مقدم در ميزگرد شركت كرد.

متهم پرونده اول در ادامه با اشاره به فعاليت رسانه‌ها پيش از انتخابات تصريح كرد: 15 ماه قبل از انتخابات احزاب اصلاح‌طلب به شدت فعال شده و سايت‌هايي كه دو هفته يك بار هم به روز نمي‌شد، هر روز خبر توليد كرده و در خروجي قرار مي‌دادند. از اين رو اين بمباران خبري روي ما تاثير گذاشت.
وي افزود: البته بنده در ستاد نسيم 88 ميرحسين موسوي نيز فعاليت داشتم كه اين فعاليت هم شامل جمع‌آوري امضا و شركت در مراسمات بود. ولي در كل بمباران‌هاي خبري مرا با خود برد. چرا كه به ما تلقين مي‌شد كه مقام معظم رهبري در مورد انتخابات در اشتباه هستند و حق را فداي مصلحت مي‌كنند. از طرفي اينچنين به ما تلقين مي‌شد كه صدا و سيما دروغ مي‌گويد لذا امروز هم اغلب جامعه به سمت ماهواره گرايش پيدا كرده و اين ماهواره و شبكه‌هاي ضد انقلاب فارسي زبان در كشور بدترين چيز است.

وي در ادامه بيان دفاعيات خود تاكيد كرد:‌ در زندان در جوي آرام و سالم توانستم فكر كرده و البته گوش دادن به شايعات را كنار گذاشته و به نتيجه رسيدم. ولي اين را هم بايد در كل بگويم كه سانسور روزنامه‌ها باعث مي‌شد كه ما به سمت سايت‌ها و منابع غيررسمي برويم از اين رو جو ايجاد شده به ما اجازه فكر كردن در مورد اقدامات خود را نمي‌داد.

متهم پرونده اول در ادامه با اشاره به فعاليت خود در ستاد يكي از نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري عنوان كرد: در ستادي فعاليت داشتم كه با بمباران خبري مي‌گفتند كه ميرحسين موسوي پيروز انتخابات است، البته در ستاد استان سمنان ميرحسين موسوي هم حضور داشتم و در آنجا نظرسنجي‌هايي به نقل از وزارت اطلاعات، وزارت كشور و ديگر نظرسنجي‌ها براي ما ارسال مي‌شد كه همه آن نظرسنجي‌ها ميرحسين موسوي را پيروز انتخابات اعلام مي‌كرد.

وي در ادامه با اشاره به جو ايجاد شده در خصوص پيروزي ميرحسين در انتخابات رياست جمهوري اظهار داشت: اين جو به نحوي پيش رفته بود كه در جلسه پرسش و پاسخ موسوي با دانشجويان، دانشجويي پشت تريبون رفته و وي را رئيس‌جمهور موسوي خطاب كرد و پس از بيان اين جمله،‌ جلسه به هم ريخت و همه در خوشحالي بيان اين جمله كف و سوت مي‌زدند از اين رو همه بايد بدانند كه چه جوي در آن زمان حاكم شده بود و ما با اين توهم در انتخابات شركت كرديم.

متهم پرونده اول دادگاه رسيدگي به اتهامات اغتشاشگران روز عاشورا با اشاره به حوادث پس از انتخابات تاكيد كرد: پس از انتخابات وقتي ديديم ميرحسين موسوي 30 درصد از مجموع آرا را كسب كرده و همه آن نظرسنجي‌هايي كه آراي وي را بالاي 50 درصد اعلام كرده بودند،‌ دروغ بوده است لذا اين فكر به ذهن‌مان آمد كه در انتخابات تقلب شده است. البته بيانيه‌ها و مصاحبه‌ها نيز اذهان همه را به همين امر سوق مي‌داد.

وي افزود: اين جو به نحوي شده بود كه برخي خواص هم حتي در مراسم تنفيذ و تحليف رئيس‌جمهور شركت نكردند البته جو ديگري هم وجود داشت و آن اينكه مي‌گفتند در ايران كودتاي سياسي صورت گرفته و به ما اين موضع را القا كرده و از ما مي‌خواستند كه شما بايد حق خودتان را بگيريد.

اين متهم پرونده اول ادامه داد: ما به كساني اعتماد كرديم كه منافق نبودند بلكه مسئولان سابق همين نظام بودند البته هيچ كدام از دوستان من هم نمي‌دانستند كه آيا در انتخابات تقلب شده يا نه، لذا به كساني اعتماد كرديم ولي امروز آن‌ها پشت ما را خالي كرده و ما اينجا در دادگاه هستيم.

وي با اشاره به اتهام اقدام عليه نظام نيز گفت: تا اين حد عقل دارم كه نظام اسلامي حداقل چيزي كه برايم فراهم كرده، امنيت است لذا چه دليلي دارد عليه نظام اقدام كرده باشم.

متهم پرونده اول در ادامه جلسه با طرح ادعايي عجيب گفت: با انگيزه خدمت به مملكت در خيابان‌ها حاضر مي‌شدم و با استفاده از سايت سازمان مجاهدين كه درون نظام فعال است، مي‌توانم ادعاهايم را اثبات كنم. البته براي مقابله با باند فسادي كه به من القا شده بود و با مركزيت دولت اين باند فعاليت مي‌كرد، سنگ به دست مي‌گرفتم.

وي در ادامه گفت: بنده چند بيانيه هم از مجموع بيانيه‌هاي ساختارشكنانه دفتر تحكيم وحدت طيف علامه را نيز امضا كردم ولي در كل پس از پرتاب سنگ‌هايي كه به كسي هم نمي‌خورد به دليل تخليه احساسات، حتي احساس راحتي هم مي‌كردم.

در ادامه جلسه وكيل مدافع اين متهم در طي سخناني در دفاع از موكل خود، اظهار داشت: براي تحقق جرم سه ركن وجود دارد و در بزه افساد في‌الارض اعلام شده در مورد موكلم اين سه ركن وجود ندارد. لذا آيا موكلم كه دانشجو است، با توجه به مطالب ارائه شده انگيزه ايجاد رعب و هراس و سلب امنيت مردم را داشته‌ است.
وي افزود: جواني كه به وي القاي تقلب در انتخابات را كرده‌اند هيچ گاه قصد ايجاد رعب و وحشت را نداشته و صرفا به قصد اعتراض وارد تجمعات غيرقانوني شده و هيچ دشمني با نظام هم ندارد.

وكيل مدافع پرونده متهم اول در ادامه تصريح كرد:‌ با توجه به سن و سال موكلم كه تحت تاثير شرايط به وجود آمده قرار گرفته استدعا دارم با در نظر گرفتن شرايط مذكور با عطوفت همراه با عفو در مورد وي رفتار شود.
در ادامه جلسه متهم مجددا در بيان آخرين دفاعيات خود اين چنين گفت: ‌بنده اشتباهاتي كرده و اين اشتباهات را قبول دارم چرا كه در مورد منابع خبري خود تحقيق جامعي نكردم به طور مثال موسسه‌اي كه به نام امام پس از اهانت به ايشان بيانيه داد و ما را به بيراهه برد‌، شما هم مي‌توانيد ببينيد چه كساني در اين موسسه هستند.

من فكر مي‌كردم رهبري در مورد انتخابات اشتباه مي‌كند ولي امروز مي‌فهمم و مي‌دانم كه ما اشتباه كرديم لذا از ايشان عذرخواهي مي‌كنم.
در ادامه جلسه نماينده مدعي‌العموم طي سخناني در خصوص اتهامات وارده نسبت به اين متهم تاكيد كرد:‌هر حكومتي حق دارد از خود دفاع كند و اگر ما بخواهيم اين متهم را به عنوان معترض بناميم بله مي‌توان وي را در همان هفته‌هاي اول معترض ناميد ولي تا چه زماني حكومت مي‌تواند يك نفر را معترض بنامد.

وي افزود: امروز ديگر كساني كه به خيابان‌ها مي‌آيند معترض نيستند بلكه معاند هستند و نبايد با اصطلاحات حقوق بشري غرب فريب خورد لذا قابل قبول نيست كه اين متهم را معترض بناميم.
نماينده دادستان اضافه كرد: متهم خود مي‌گويد كه ما با فراخوان ضد انقلاب وارد صحنه شديم، همان رسانه‌هايي كه شما را دعوت به آزادي كردند ببينيد كه امروز با فلسطين و برخي كشورهاي ديگر چه طور برخورد مي‌كنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 14:37  توسط تیمور  | 

تجمع اعتراض آميز دانشجویان ارشد شبانه دانشگاه تربیت معلم تهران

  آقای صادق جوادی دانشجوی شبانه ارشد علوم سیاسی دانشگاه تربیت معلم تهران طی مصاحبه ای اظهار داشت با توجه به وعده های مسئولین دانشگاه مبنی بر پرداخت وام شهریه به دانشجویان شبانه ارشد متاسفانه تا به حال هیچ وام کمک هزینه ای از طرف دانشگاه داده نشده و برای شروع ترم جدید دوباره دانشجویان را مجبور کرده اند پول شهریه و خوابگاه ،که معادل 650هزار تومان می شود،را  پرداخت کنند وگرنه نمی توانند انتخاب واحد کنند.بر همین اساس 150نفرازدانشجویان ارشد شبانه دانشگاه در اعتراض به بدقولی های مسئولین دانشگاه در پرداخت وام شهریه و دریافت نقدی 250 هزار تومان جهت اجاره بهای خوابگاه، روز یکشنبه(11/4) مقابل ساختمان اداری دانشگاه تجمع کرده و خواسته های خود را مطرح کردند.مسئولین دانشگاه قول دادند که وام را پرداخت کنند و سیستم انتخاب واحد را برای آن ها باز بگذارند. متاسفانه با توجه به اینکه امروز آخرین مهلت انتخاب واحد ارشد هاست ولی هنوز قادر به انتخاب واحد نیستند.لذا دانشجویان امروز راس ساعت11 دوباره در ساختمان مدیریت تجمع خواهند کرد و تکلیف خود را با مسئولین دانشگاه روشن می کنند.
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم بهمن 1388ساعت 8:13  توسط تیمور  | 

من را رد صلاحیت کنید لطفا!!!(جواد اطاعت)

برگزاری مناظرات چند هفته گذشته از برنامه رو به فردا دارای محسناتی بود. به اعتقاد نگارنده همین که افرادی مانند من با شنیدن برخی ادعاها در پی دست یابی به صحت و سقم ادعاها باشد خود امر مهمی است. باید در یک جامعه به اصطلاح دموکرات یاد گرفت که به مردم دروغ نگفت- ادعاهای دروغ نداشته باشیم و در رد یا تایید دیگران نیز دروغ نگوییم. شعار بی مصرف و تاریخ دار «ادب مرد به از دولت اوست» تنها برای کسانی صدق می کند که در مقابل دروغهایی که به مردم گفته اند و قانون شکنیهایشان، به جای جواب منطقی سکوت می کنند یا به «من و من» و «چیز چیز» می افتند و اسمش را می گذارند ادب!!! . در غیاب کاندید غایب- که در مقابلش همچون نماد سکوت جلوه نمایی می کردی- از او بدگویی و انتقاد کردن نماد « بی ادبی مرد برای رسیدن به دولت است».

مناظره دکتر اطاعت با دکتر زاکانی نمونه تریبون دادن به جریان مدعی اخلاق گرایی!! بود که سالها از درد بی تریبونی می نالید. برنامه رو به فردا نشان داد که همان بس که افراد بی جنبه و نوکیسه سیاسی بدون تریبون باشند تا بیش از این شاهد به گند کشیده شدن فضای سیاسی کشور نباشیم. گویا بعد از جدایی دین از سیاست، این بار نوبت جدایی اخلاق از سیاست است. از ایشان که ادعای «دکترای سیاسی» بودن دارند سوال دارم که آیا شما در کلاس درس نیز به همین منوال درس می دهید؟ آیا با چنین پراکنده گویی و سخنان بی ربط و عامیانه بدون استناد و بعضا دروغ گفتن، تفاوتی میان انتقاد شما و انتقاد یک فرد عامی وجود دارد؟ شما رییس جمهور را متهم به اظهارات غیر کارشناسی می کنید آیا نظرات و ایرادات شما کارشناسی و مستدل بود؟

اما در اینجا بر خود لازم می دانم در راستای سیاست« دانستن حق مردم است(بود)» گوشه ای از اظهارات دورغ شما را با استدلال و سند به اطلاع شما و دیگر هموطنان درجه 1 و 2 برسانم. ایکاش ایشان دلیل رد صلاحیت مجلس هفتم و تایید صلاحیت مجلس هشتم را می گفتند؟ آقای اطاعت و دیگر دوستان مدعی اخلاق سیاسی که همه نوع تهمت و دروغ را به دولت و نظام از تقلب گرفته تا حضور نیروهای روسی در حوادث بعد از انتخابات نسبت دادید، آیا شما طاقت انتشار یک مطلب دروغ در مورد خود را دارید؟ با چه انگیزه و وجدانی به نظام و دولت دروغ بستید؟ پس امتحان آن بدون ضرر نمی باشد!!!

رد صلاحیت در انتخابات

سند دروغگویی ایشان در مورد رد صلاحیت در انتخابات مجلس هشتم:

اسامی بیش از 800 کاندیدای مجلس هشتم تهران

محمد اشرفي اصفهاني
محمد ابراهيم اصغرزاده

جواد اطاعت( من در انتخابات رد صلاحیت شدم)

زهرا اعيان منش شاد

اسامی 273 نامزد تایید صلاحیت شده مجلس هشتم

*تهران بزرگ

علي اشراقي - تهران و ري‌ و شميرانات و اسلامشهر
محمدابراهيم اصغرزاده - تهران و ري‌ و شميرانات و اسلامشهر

جواد اطاعت - تهران و ري‌ و شميرانات و اسلامشهر(من در انتخابات رد صلاحیت شدم )

و در نهایت نتایج روز موعود

اسامی 100 منتخب مجلس هشتم تهران پس از بازشماری آراء

    (رتبه 45- جواد اطاعت 185,553 (10.66 درصد
رتبه 46- اسدالله کیان ارثى 169,029 ( 9.71درصد
 در انتظار بازخوانی سایر دروغهای مدعیان اخلاق و وحدت ملی باشید
مصطفی نمازیان
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم بهمن 1388ساعت 23:26  توسط تیمور  | 

گزیده ای از سخنرانی حجت الاسلام ماندگاری در تجمع اعتراض آمیز مقابل دادگستری مشهد

  فتنه از بیست سال پیش شروع شد

فتنه از بیست سال پیش شروع شد؛ از وقتی که پاداشهای آنچنانی به بعضی از مدیران و آقازاده ها دادند؛ لقمه حرام خوار، صحبتهای امام حسین علیه السلام هم به گوشش نمی رود و رو در رویش می ایستد.

 همه، آبرویشان را وسط بیاورند

هرکس امروز آبرویی دارد، به واسطه اسلام و خون شهداست؛ باید آن را برای دفاع از ولایت و مکتب به میدان بیاورد.

بعد دارد: قاعدین، ناکثین، قاسطین و مارقین

1. حزب قاعدین: ابو موسی اشعریها، کسانی که ادعای زیاد، عمامه های گنده، محاسن بلند و سابقه طولانی دارند، اما از جهاد و شهادت می ترسند. به امیرالمؤمنین می گفتند: به معاویه چه کار داری؟ امروز هم به ولی فقیه می گویند: چه کار به غزه و لبنان و عراق و افغانستان و شیعیان یمن داری؟ به کشور خودمان برسید!

  ما امروز مرجع تقلید قاعد نمی خواهیم

یک روز خطاب به بزرگان حوزه گفتم: اگر شما می گویید خدا لعنت کند کسانی را که بعد از پیغمبر از ولایت الهیه امیرالمؤمنین دفاع نکردند، امروز هم ما می گوییم: خدا لعنت کند کسانی را که امروز از ولایت الهیه ولی فقیه دفاع نمی کنند.

 منبرهایتان به برکت خون شهداست

جبهه اول فتنه خیلی هم وجیه هستند، بعضیشان در مشهد منبر دو هزار نفری دارند، ولی در منبرهاشان حتی یک کلمه از امام و شهدا و رهبری نمی گویند. بدبخت ها اگر نمی دانند، از پدربزرگشان بپرسند که در زمان رضاخان، روحانی باید از ترس، مخفیانه روضه می خواند، حالا به برکت خون شهدا دو هزار جوان آمده پای منبرشان!

 2. حزب ناکثین: پیمان شکنان. اینها ویژه خوران و ریاست طلبند. می گویند حالا که رئیسیم باید ما و بچه هایمان امکانات و امتیازات بیشتری بگیریم. اینها هم خیلی موجهند، طلحه و زبیرند.

  زبیر به واسطه پسرش از ولایت جدا شد.

این قصه طلحه و زبیر که روی منبرها می گوییم یا دروغ است، یا باید امروز مردم ببینند زبیری که "منّا أهل البیت" بود، به واسطه پسرش از ولایت جدا شد.

 بیعت کردند، اما برای منافع خودشان

اینها هم بعد از رحلت امام آمدند و با مقام معظم رهبری بیعت کردند، اما در بیعتشان دنبال منافع خودشان بودند، دنبال جایگاه خودشان بودند؛ غافلند روزی که هیچ اعتباری نداشتند همین ولایت دستشان را گرفت و بالایشان آورد و در جایگاه های حساس گذاشت تا از این بی آبروتر نشوند.

 امام نفرمود پشتیبان بچه های من باشید

همچنانکه ناکثین در خانه پیغمبر رفتند و همسر پپیغمبر را آوردند، اینها هم می روند افراد دسته سه و چهار بیت امام را می آورند. 21 جلد صحیفه امام را بگردید، یکجا نمی بینید امام فرموده باشد اگر راه را گم کردید، از طریق بچه های من راه را پیدا کنید، بلکه می فرماید پشتیبان ولایت فقیه باشید.

 مگر پدرم پادشاه بود که من ولی عهدش باشم؟

بعد از رحلت امام، چند نفر از همین طایفه آمدند پیش حاج احمد آقا، گفتند: مجتهدی، محبوبیت داری، ده سال هم مشاور بزرگترین رهبر سیاسی-مذهبی دنیا بودی. چرا تو ولی فقیه نشوی؟ فرمود: پدرم شاه نبود که من ولی عهدش باشم؛ پدرم ولی فقیه بود و امروز هم ولی فقیه منتخب خبرگان و مؤیّد به تأیید امام زمان باید جانشینش باشد.

  پسر هر که با بدان بنشست ...

به فرزند حاج احمد آقا می گوییم اگر می خواهی دنباله رو راه پدرت و امام باشی، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام را از این عناصر منافق خالی کن. والا ما هیچ ابایی نداریم که بگوییم:"پسر نوح با بدان بنشست خاندان نبوتش گم شد"

  خط کش ما ولایت است

"إنّا نحن نزّلنا الذّکر و إنّا له لحافظون"، "و من أعرض عن ذکری فإنّ له معیشة ضنکا" امام صادق علیه السلام فرمودند منظور از ذکر، ولایت ما اهل البیت است. ما معتقدیم ولایت فقیه جدای از ولایت اهل بیت و رسول خدا و ولایت حضرت حق نیست.

  خیلی نترسید از این که بعضی سابقه دارها زیر سؤال بروند

نترسید از این که بعضی می روند همسر و خواهر و فرزند شهید را می آورند، ملاک برای ما خط مشی شهید است. در 55هزار وصیتنامه شهدا که بررسی شده، 70 هزار بار، یعنی در بعضی از آنها دو- سه بار تأکید شده بود که خون ما حفاظت از ولایت است.

 جعفر کذّاب هم فرزند شهید بود

ما خط شهید را از خانواده شهیدی که در خط ولایت نباشد نمی شناسیم. جعفر کذّاب، پسر امام هادی علیه السلام هم فرزند شهید بود! مهم برای ما خط ولایت است.

 3. قاسطین: صفینی ها. قرآن را به جنگ علی علیه السلام بالای نیزه بردند. عده ای سطحی نگر شبهه کردند. در حالی که مالک اشتر تا کشتن معاویه یک قدم دیگر فاصله داشت، به او گفتند اگر می خواهی علی را زنده ببینی، برگرد. آقایان در دوران اصلاحات، 8 سال قانون اساسی را سر نیزه کردند و به جنگ ولی فقیه رفتند. در حالی که من دست روی قرآن می گذارم، اینها به یکی از قوانین قانون اساسی هم معتقد نیستند. از سطحی نگری دانش آموزان و دانشجویان استفاده کردند. امروز عمارها لازم است تا ابعاد شبهه را برای مردم مشخص کنند.

 4. مارقین: خوارج نهروان، پیشانی پینه بسته ها، سابقه دارها، نماز شب خوان ها؛ هیچ کس جرأت نمی کرد به اینها نزدیک شود. امیر المؤمنین فرمود خودم باید چشم فتنه را کور کنم. در نهروان، 4000هزار نفرشان را به درک واصل کرد. امروز ما از ولی امرمان می خواهیم که به پشتیبانی این مردم، به دعای ولی عصر و عنایت حضرت حق، خودش چشم فتنه را کور کند.

 نه یک قدم جلوتر، نه یک قدم عقب تر

ما نه ترسوییم، نه محافظه کاریم و نه عافیت طلب. ولی منتظر دستور ولیمان هستیم. جلوتر از آقایمان حرکت نمی کنیم. "المتقدّم لهم مارق و المتأخّر عنهم زاهق".

  خواص نمی خواهند سکوتشان را بشکنند؟

از قوه قضاییه قاطعیت می خواهیم. وزارت اطلاعات کی می خواهد مدارکش را رو کند؟! از صدا و سیما افشاگری می خواهیم. از نما یندگان ولی فقیه در استانها تبیین افشاگرانه و صراحت می خواهیم. از مراجع تقلید و اساتید حوزه و دانشگاه می خواهیم که اعلام تنفر کنند، هشدار بدهند و عاشورایی بودن خود را اعلان کنند.

   صبر می کنیم، اما بهانه نمی دهیم

ما کوچکترین بهانه ای به دشمن نمی دهیم. آنها می خواهند از ما بهانه بگیرند، ولی ما این آرزو را با آن ها به گور می فرستیم. ما حتی قرار است پیرو صبر امیر المؤمنین باشیم، که برای حفظ اسلام، کتک خوردن همسرش را هم تحمل کرد. ما منتظر دستور امام و ولی امرمان هستیم. ما سراپا گوشیم و سراپا شعور و شوریم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم بهمن 1388ساعت 8:25  توسط تیمور  | 

دروغگو و دیکتاتور کیست؟

این مطلب بسیار بی پرده و بدون مقدمه است. برای کسانی همچون من که دوران 8ساله زعامت 2 خرداد را درک کرده اند، نباید سخن از احترام به آزادی بیان- تحمل مخالف- احترام به رای مردم و.. توسط این جریان را بر زبان آورد. آزادی بیان و توجه به نظرات کارشناسان توسط این جریان را در بی محلی - تخطئه و توهین به نامه 10 اقتصاددان خطاب به آقای خاتمی در سال 81 دیدیم. از ضرورت احترام به رای مردم گفتند و حتی می خواستند ولایت فقیه را به رای بگذارند و مرتب تهدید به رفراندوم می کردند، اما مشتی کوته بین و عقب مانده سیاسی در برابر رفراندوم 22 خرداد گردنکشی نمودند. زیرا رای مردم تا آنجایی ارزش و احترام دارد که بر علیه مافیای قدرت و ثروت نباشد. از بی اهمیتی نظام به جان مردم سخن می گویند و در حوادث بعد از انتخابات که منجر به کشته شدن چندتن از هموطنان شد، خواستار برکناری برخی مسولین شدند- عده ای مانند محسن رضایی گفتند در صورت اثبات تجاوز در زندانها باید عزای عمومی اعلام کرد و.. اما فراموش کردند در مقابل 400کشته انفجار قطار نیشابور چه موضعی داشتند؟ آنجا که آقای خاتمی در مقابل جان 400 انسان بی گناه حتی حاضر نشد وزیر راه هم حزبی خود را عوض کند و به داشتن ایشان افتخار می کرد. راستی نمیدانم کشته شدگان حوادث سیاسی در سبزوار- سمیرم- فیروزآباد- ایذه و.. شهروند درجه چندم بودند؟ آیا آقایان خط امامی و مردم دوست فعلی در مراسم ختم هیچ کدامشان شرکت کردند؟ جوابش را ببینید:

لااقل از موسوی که در ختم زنده ها نیز شرکت می کند انتظار داشتیم. از آقای رضایی انتظار صدور پیام تسلیت و اعلام عزای عمومی داشتیم.  انتظار داشتیم برخی اساتید بی درد و حامیان حقوق بشر دست به تشکیل «جبهه راه سبز، زرد، آبی و.. بزنند.آقای هاشمی در خطبه ها نسبت به این امور اعتراضی نکرد. از مرگ مشکوک «سعید امامی» در زیر شکنجه های بازجوهای خودسر وزارت اطلاعات هیچ کس کمیته تحقیق و تفحص تشکیل نداد، اما برای مرگ « زهرا کاظمی» جلسه ویژه هیات دولت خاتمی تشکیل شد. هیچ کاری به موضع  وجایگاه سعید امامی ندارم و کار ندارم که با همسرش چگونه رفتارشد در بازجویی، اما نمی دانم در جامعه مدنی آقایان چه تفاوتی میان مرگ  ندا آقا سلطان- زهرا کاظمی با مرگ امثال «آقای رجبی » جانباز دفاع مقدس در زندان می باشد؟ راستی چرا کسانی که در  4 سال اخیر به هر دری می زدند تا  از مخالفت فرزند- همسر - برادر- خواهر - والدین یا وابستگان یک خانواده شهید بر علیه عملکرد دولت نهم مصاحبه بگیرند، هیچگاه به وضعیت اسفبار بوجود آمده توسط آقای کروبی در بنیاد شهید هیچ انتقادی نمی کنند؟ آقای کروبی شمایی که از سر فلاکت در به در دنبال مدرک تجاوز بودید، در زندانهای بنیاد شهید به حقوق شهروندی جانبازان و خانواده های شهید تجاوز نکردید؟ رفتار وحشیانه خود و عمالتان را فراموش کردید؟ نمی دانم چرا کسانی که مرتبا برای وضعیت اسفبار!! دانشجویان سیاسی و آزادی بیان در دانشگاههای دولتی سینه چاک می کنند در مقابل فضای بسته سیاسی دانشگاه آزاد موضعی ندارند؟ تعلیق چند ترمه 11 دانشجوی دانشگاه آزاد شیراز در سال 84 را مطمئنم بسیاری از شما نمی دانید. تهدید برخی دانشجویان دانشگاههای آزاد از سوی اساتید طیف خاص مبنی بر عدم اخذ درس با آنها را هم نمی دانید. انتقال اجباری برخی دانشجویان دانشگاه آزادی اصولگرا به دیگر واحدها به خاطر اختلاف سیاسی با استاد راهنما یا مدیر گروه هم که ارزش خبری ندارد. زیرا زیر سوال بردن دانشگاه آزاد یعنی توهین به نظام و ارزشها!!! نمی دانم از کی تا حالا افراد و خانواده شان ارزش شده اند. انتقاد از  رهبری و ولایت فقیه را آزادی بیان و دموکراسی گویند ولی منتقدان دانشگاه آزاد از سوی آقایان «حسودان مزاحم» لقب می گیرند. کسانی که فرزندان رهبری را متهم به فعالیتهای اقتصادی- تاثیر گذاری بر تصمیمات نظام- عامل حمله به تجمعات غیر قانونی بعد از انتخابات و.. می دانند، چرا در مقابل قانون شکنیهای مهدی هاشمی- فایزه هاشمی- یاسر هاشمی و.. سایر بستگان محترمشان موضع نمی گیرند؟ مگر نه این است که هم رهبر انقلاب و هم آقای هاشمی هر دو از سران نظامند؟ این تبعیض مواضع به خاطر چیست؟ راستی آقای هاشمی فراموش کرده اید حاج حیدر رحیم پور ازغدی از مبارزان انقلابی و یاران انقلاب در زمان شما در زندان بود و شما هیچ نگرانی از روند حذف یاران انقلاب نداشتید!!! در مقابل تورم 50 درصد سکوت کردید و در سفرهای ریاست جمهوری خارج از کشور به همراه اکثریت بستگان خود شرکت می کردید. آقای خاتمی به شما و سایر بریدگان از مردم و ملت که اکنون دم از محکومیت تندروی می زنید حق می دهم. زیرا آنقدر از روند تحولات رویشی انقلاب عقب مانده اید و آنقدر محافظه کار و فرتوت شده اید که هر پیشروی نظام را تندروی می دانید. نمیدانم کسی که خود الگوی افراط و قانون شکنی است به چه حقی تندروی را محکوم می کند؟ آیا هجمه غیر انسانی و غیر دموکراتیک شما و یاران شکست خورده تان بر علیه رای مردم در 22خرداد تندروی نبود؟ آیا شما و یارانتان بزرگترین دورغ تاریخ ایران را مدعی نشدید؟ در کجای اسلام مورد نظر شما ابتدا تهمت می زنند و آنگاه دنبال مدرک و سند می گردند؟ بی شک اینگونه رفتارها بی شباهت به عملکرد استالین در تهمت زنی بی دلیل به افراد و جریانات نیست. اما جالب اینجاست کسانی این روزها دم از وحدت ملی می زنند که هنوز نتوانسته اند بین خود و همفکرانشان وحدت سیاسی ایجاد کنند- اختلافات خود با خانواده و فرزندانشان را حل و فصل کنند. لازم است بازهم به تمامی مردم فریبان دروغگو اعلام کنم که وحدت ملی واقعی ما مردم در 22خرداد 88 تجلی یافت. وحدت ملی را باید بعد از خطبه های رهبر عزیزمان در 29خرداد ایجاد می کردید. ملت که کماکان به وحدت عمل و نظرشان با رهبری پایبندند، شما بهتر است اختلافات خود را به پای مردم ننویسید. تقاضای ذلت بار یا عدم تقاضای شما مبنی بر وحدت اجباری فقط به درد تیتر روزنامه ها می خورد و بس. حاضرم در هر مکان و زمانی با هرکسی که نسبت به این مطلب انتقاد تند می کند و نسبتهایی را به من روا می دارد مناظره کنم. البته با سیاسیونشان.

 

هر آن شمعی که ایزد برفروزد       هر آنکس پف کند ریشش بسوزد.

مصطفی نمازیان

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم بهمن 1388ساعت 7:2  توسط تیمور  |